شهید همت

ابراهیم گفته بود:« اگر آن روز با چند تیر، مغزم را متلاشی می نمودند و به زندگیم خاتمه میدادند، برایم گواراتر از این بود که با چشمان خود ببینم که چگونه از این خدا بی خبر فرمان داد تا حرمت مقدس ترین فریضه دینمان را بشکنیم.»

ابراهیم از این عمل نابکارانه ناجی به خشم آمد و هماره مترصد فرصتی بود تا انتقام از آن ناپاک گیرد.

... یک روز وقتی که ناجی قصد بازدید از آشپزخانه را داشت، ابراهیم به سربازان همفکر خود دستور داد تا کف آشپزخانه را به خوبی شسته و تمیز نمایند و سپس روغن به کف آشپزخانه بمالند و روی آنها را با کف صابونی بپوشانند تا ناجی پایش لغزیده و به زمین خورد.

او آرزو میکرد که ناجی طوری نقش زمین شود که تا پایان ماه مبارک رمضان قصاص پس دهد.

و خوشبختانه همان شد که ابراهیم انتظارش را میکشید. و فرزندان برومند اسلام در کمال آرامش و آسودگی خاطر تمام ماه مبارک رمضان را روزه گرفتند.

/ 1 نظر / 7 بازدید