میدان مین

 

وسط میدان مین بودیم. دشمن برای پیشروی و نفوذ نیروها مدام تیراندازی می کرد تا از این طریق مانع نفوذ بچه ها شود. ناگهان گلوله ای به سینه ی محمدیان اصابت کرد و به خرج آرپی جی که در کوله پشتی اش بود، رسید.
کوله پشتی آتش گرفت. محمدیان خود را به سختی به پشت خواباند تا دشمن متوجه حضور رزمنده ها در میدان مین نشود. فقط آرام می نالید و حسین حسین (ع)می گفت. وقتی به سراغ پیکر بی جانش رفتیم، پشتش کاملاً سوخته بود.

/ 0 نظر / 6 بازدید