عمه بیا...

طلائیه بودیم. بیل مکانیکی روی زمین کار میکرد که شهید پیدا شد. همراهش یه دفتر قطور اما کوچیک بود، مثل دفتری که بیشتر مداحها دارند. برگهای دفتر رو گل گرفته بود. پاکش کردم. باز کردنش زحمت زیادی داشت. صفحه اولش رو که نگاه کردم بالاش نوشته بود:« عمه بیا گمشده پیدا شده!»

/ 0 نظر / 5 بازدید