تأملی در صحنه قیامت

انسان فاسقی که جز به پرده‌دری نمی‌اندیشد، برای این‌که از این دنیای بی‌ارزش، بیشترین بهره را بگیرد، حاضر است همه آینده خودش را خراب کند و هر موقع سخن از آن می‌شود، اصلش را زیر سؤال ببرد و بگوید:

یَسْئَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ

(از روى مسخره) مى‌پرسد: روز قیامت کى خواهد بود؟

اولاً ریشه این سؤال از مرض قلبی «پرده‌دری» است، این را خودش هم می‌داند. ثانیاً اگر واقعاً می‌خواهد بداند قیامت چه زمانی است، پس باید خوب توجه کند، البته اگر تحمل شنیدن سختی‌های این روز را دارد:

فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ (7) وَ خَسَفَ الْقَمَرُ (8) وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ (9) یَقُولُ الْإِنْسانُ یَوْمَئِذٍ أَیْنَ الْمَفَرُّ (10) کَلاَّ لا وَزَرَ (11) إِلی‏ رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ (12) یُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ یَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ (13)

باید بداند، هنگامی‌که چشم از شدت وحشت خیره شود (7) و ماه بى‌نور گردد (8) و خورشید و ماه گرد آیند [و به همدیگر رسند] (9) آن روز انسان مى‌گوید: گریزگاه کجاست؟ (10) نه! گریزگاه مجویید، هیچ پناهگاهى وجود ندارد. (11) آن روز بازگشت همگان فقط به‌سوی پروردگار تو و قرارگاه تنها در حضور اوست. (12) در آن روز انسان را از آن‌چه پیش فرستاده (کارهاى نیک یا بدى که خود کرده) و از آن‌چه بعد آورده (سنّت‌هاى پسندیده یا ناپسندى که بر جاى نهاده است) آگاه مى‌کنند. (13) هرچند که انسان نیاز به این اطلاعات ندارد، زیرا با همه عذرتراشی‌ها، خودش می‌داند چه کرده است...

/ 0 نظر / 8 بازدید