شعرعاشورا

بازباران باترانه...میخورد بربام خانه یادم آرد کربلارا،دشت پرشوروبلارا...گردش یک ظهرغمگین،گرم وخونین،لرزش طفلان نالان،زیرتیغ ونیزه هارا،باصدای گریه های کودکانه،وندرین صحرای سوزان،میدودطفلی سه ساله،پرزناله،دلشکسته،پای خسته،بازباران... قطره قطره،میچکد ازچوب محمل،خاکهای چادرزینب،به آرامی شودگل...بازباران بامحرم...

 

/ 0 نظر / 8 بازدید