تفحص

رفیعی با دست های خونی وارد سنگر شد. رنگم پرید. فکر کردم بلایی سر حمزوی آمده.
از سنگر بیرون پریدم، دیدم او هم دستش خونی است.پرسیدم چی شده؟
گفتن برو عقب ماشین روا نگاه کن.
دیدم یه گونی عقب ماشینه.
داخل گونی یه شهید بود که سر و پا نداشت، پیراهنی سفید تنش بود و دکمه یقه رو تا آخر بسته بود.
بچه ها گفتن:"برای شستشوی بیل مکانیکی، جایی رو کندیم تا به آب برسیم.
آب که زلال شد، دیدیم یک تکه لباس از زیر خاک بیرونه. کندیم تا به پیکر سالم شهید رسیدیم.
خون تازه از حلقومش بیرون میزد!
ما برای شستشوی بیل جایی رو انتخاب کرده بودیم که یقین داشتیم هیچ شهیدی اونجا نیست!
اصلا اونجا اثری جنگ و خاکریز نبود."
دور تا دور منطقه را جست و جو کردیم، تا شاید شهید دیگه ای پیدا کنیم؛ اما خبری نبود.
خیلی وقتا خود شهدا به میدان می آمدن تا پیداشون کنیم.
رادیو روشن بود، گوینده از تشییع یک هزار شهید بر روی دست مردم تهران خبر می داد.
شاید مادر این شهید، با دیدن تابوت های شهدا از خدا پسرش را خواسته بود و همان ساعت...
منابع :
کتاب تفحص

/ 2 نظر / 10 بازدید
خريد شارژ

خريد آسان شارژ ايرانسل،همراه اول،رايتل و تاليا خريد شارژ مستقيم ايرانسل شارژ وايمکس ايرانسل پرداخت قبض موبايل پرداخت کليه قبوض همه و همه در يو شارژ www.usharj.com

هراطلاعاتی میخوای اینجا هست

سلام هراطلاعاتی نیاز داری هست مطالب سایتو با ذکر منبع کپی کن سر تیتر اخبار: بالاشهر نشینی و سگ بازی؛ شیوه جدید تفاخر/پولی که یک شبه بدست می آید!!/مردم باز هم باید پول بدهند/خشونت، موجی خونین/عجیب ترین نوشیدنی های دنیا + تصاویر/گاهی نفخ مشکلی جدی است/اعتیاد درمان ندارد/فیلم/ نماهنگ «حقیقت» با صدای رضا رویگری و حامد زمانی/بی‌کیفیت‌ترین خودروها کدامند؟/ نمرات منفی سهم همیشگی سایپا ۱۳۲X/خاک بر سر آمریکا با آن ارتش و این صدایش!/استخدام بانک مهر اقتصاد در سراسر کشور - استخدام سال 93/استخدام گسترده شرکت معتبر نفت و گاز عسلویه در سال 93/چادر مشکی/ خواهان تبادل لینک با وبلاگ زیبای شما هستیم. تو لینکودی سایت در ستون وسط ثبت نام کن اتوماتیک تو 4 تا سایتم لینک شو نکته قرار گرفتن لینک شما چند دقیقه طول خواهد کشید