وبلاگ پاکان امت

تقدیم به همه برادران شهیدم

شهید علی چیت سازیان
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/٢/٢۱   کلمات کلیدی: شهید

زمستان بود و دم غروب کنار جاده یک زن و ُیک مرد با یک بچه مونده بودن وسط راه. من و علی هم از منطقه بر می گشتیم. تا دیدشون زد رو ترمز و رفت طرفشون.

پرسید:کجا  می رین؟

مرد گفت:کرمانشاه . 

علی گفت:رانندگی بلدی

گفت:بله بلدم!

علی رو کرد به من گفت:سعید بریم عقب.

مرد با زن و بچه اش رفتن جلو و ما هم عقب تویوتا. عقب خیلی سرد بود، گفتم: آخه این آدم رو می شناسی که این جوری بهش اعتماد کردی؟. اون هم مثل من می لرزید، لبخندی زد و گفت:آره، اینا همون کوخ نشینایی هستن که امام فرمود به تمام کاخ نشین ها شرف دارن. تمام سختی های ما توی جبهه به خاطر ایناس.