وبلاگ پاکان امت

تقدیم به همه برادران شهیدم

شهداء سلام
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱/٢٧   کلمات کلیدی: شهید

  بسم الله الرحمن الرحیم

شهداء سلام! سلام به ارواح پاکتان که همراه با رود اروند به تلاطم آمد و در عصری که می بایست امام خویش را یاری کنید به وظیفه تان به نحو احسنت عمل نموده و نتیجه را به خداوند واگذار کردید.ما نیز هر سال با دعوت شما از جان گذشتگان راهی سرزمین های نور می شویم تا عمق ایثار شما را درک نماییم. خواهران خود را پذیرا باشید. کسانیکه در دوره ای که شما در حال نبرد بودید در سنین کودکی به سر می بردند یا اینکه هنوز به دنیا نیامده بودند را دستگیری کنید. ما فراموش نخواهیم کرد که با قطره قطره خون شما رشد کردیم. ما فراموش نخواهیم کرد که در طلائیه و هویزه چه رشادتها از خود نشان دادید. ایکاش ما هم بودیم ایکاش .... شلمچه حال و هوای دیگری دارد مادری از بس گریه کرده نای حرف زدن برایش نمانده است و می بینیم کاروان زیارتی ابا عبدالله الحسین را که بعد از زیارت سرورشان در راه بازگشت به زیارت شما نائل گشته اند که هر جا خون شما بر زمین ریخته وصل به سرزمین کربلاست. دست خالی ما را هم بگیرید. روحانی کاروانی که ما را همراهی میکند خود نیز از دوستان و همسنگران شماست و هنوز فراموش نکرده حال و هوای اروند و عملیات والفجر هشت را. هیچ کس از ما فراموش نخواهیم کرد که شما با تشنگی و گرسنگی جنگیدید که نه جنگیدید بلکه از ناموس خود و اسلام دفاع کردید و حال در کاروانهای زیارتی همه ما مشاهده می کنیم که چقدر اسراف می شود در حالیکه شما نان خشک می خوردید و می جنگیدید و یا نمی خوردید باز هم می جنگیدید و تشنه... .

 


سفر به خاکی که شما بر آن افتادید با همه خستگی بسیار شیرین که نه بسیار لذت بخش است طوریکه ما نمی خواهیم به خانه هایمان بازگردیم به مسئول کاروان گفتیم ما می مانیم به والدینمان بگویید که ما اینجا را از وطن خود بیشتر دوست داریم آیا شما نیز اینگونه بودید؟ به سئوال خواهرانتان پاسخی بدهید ما میهمان شماییم آی میزبانهای بامعرفت! بلند شوید و از میهمانهای خود استقبال کنید. ما هنوز فکه و شرهانی را ندیده ایم. ما هنوز رمل را ندیده ایم و در آن قدم نگذاشته ایم. ما هنوز ساختمانهای پرشوروحال دوکوهه را لمس نکرده ایم فقط تعریف آن را شنیده ایم. اما به اروند، دهلاویه، شلمچه، فتح المبین، طلائیه، هویزه و خرمشهر سفر کرده ایم. ایکاش از این حس زنانه دست برداریم ایکاش در کنار مکانهای مقدسی که شما دفاع کردید ما به خرید مشغول نباشیم. ما را سرگرم کرده اند. می خواهند شما را از ما بگیرند زهی خیال باطل ما شما را در معراج یافته ایم. معراج! چه اسم با مسمایی، محل عروج. چه حال و هوای عجیبی دارد این معراج. شما از کجا آمده اید که معراج حال و هوای کربلا را برایمان تداعی میکند از کربلا آمده اید یا از علقمه؟ از کجا آمده اید؟ والدینتان کجا هستند ای سبکروحان؟ حضرت زینب سلام الله علیها به یاران سیدالشهداء فرمودند شما پاکان این امتید. شما نیز پاکان امتید بعد از هزاروچهارصد سال بعد از واقعه عظیم عاشورا. شما اصحاب آخرالزمانی سیدالشهدائید. آیا ما خواهرانتان توانسته ایم آنچه را که شما در سطرسطر وصیتنامه تان بر آن تأکید داشتید عمل کنیم؟ ما شما پاکان را میشناسیم یا نه؟ طلائیه ما مدیونیم به خاکهای تو. خاکهای تو پوست و خون و رگ و قلب و همه جوارح عزیزان این سرزمین است ما را ببخش اگر پا بر تو می نهیم. از ما بگذر. طلائیه هر وقت پا بر خاک تو می گذارم آقا روح الله را در ذهنم تداعی می کنم آقا روح الله در عملیات بدر در شرق دجله به شهادت رسید و نمی دانم چه سری است که هر وقت گنبد طلائیت را از دور از قاب کوچک اتوبوس می بینم ناخودآگاه یاد او میکنم. دوستم برای اولین بار است که همراه راهیان نور شده است و این سفر بهترین سفر زندگیش محسوب می شود. هوا گرم است نه به گرمی لبخند شیرین شما قبل از عملیات.شهر اما گویی شما را فراموش کرده و این مرا بسیار رنج می دهد. چرا ما اینقدر بعد از شما عوض شده ایم؟ چرا بعضی از ما زنان فراموش کرده ایم که جوانان رشیدی چون شما برای حفظ ما از دشمن جان دادید؟ چرا... . ما را دعا کنید برایمان از خداوند طلب عفو کنید. شما را به خدایتان می سپاریم که نزد او میهمانید و از خوان پرنعمتش روزی می خورید. ما زنده های مرده را دعا کنید ای زنده های  همیشه جاوید تاریخ.