وبلاگ پاکان امت

تقدیم به همه برادران شهیدم

معرفی کتاب دفاع مقدس
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٩/٢۳   کلمات کلیدی: کتاب

معرفی کتاب در حوزه دفاع مقدس

حتماً این کتاب را بخوانید!!!

کتاب یکشنبه آخر، خاطرات معصومه رامهرمزی

اولین باری بود که من به طور تصادفی اسماعیل را در خرمشهر می دیدم. موهایش بلند شده، روی پیشانی اش ریخته و گردن بلند و باریکش را پوشانده بود. با شروع جنگ لاغرتر از قبل شده بود. پشت جیپ لندرور رانندگی می کرد و دوستش جواد هم همراهش بود...

صبح از هم جدا شده بودیم؛ اما انگار سال ها از هم دور بودیم، به طرف هم دویدیم. همدیگر را در آغوش گرفتیم و بوسیدیم. گروهبان پرسید:" چند وقت است که برادرت را ندیده ای؟" گفتم:" از صبح تا حالا"...